سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
285
طب در دوره صفويه ( فارسى )
بايد به خاطر داشت كه تا سال 1837 ميلادى ( 1243 هجرى قمرى ) هنوز تعريف صحيحى از تخمك زن به عمل نيامده بود و تا 1873 ميلادى ( 1290 هجرى قمرى ) نحوهء ورود اسپرماتوزوئيد به داخل تخمك ديده و كشف نشده بود و در نتيجه معلومات پزشكان دورهء صفويه صرفا بر مبناى تصور و تعقل بود آنها معتقد بودند كه نقش مرد و زن در توليد مثل مشابه و مساوى هم است . به اين ترتيب ، همانطور كه در فصل سوم از اين بخش گفته شد ، قسمتهاى داخلى اندام توليد مثل زنان در اغلب موارد اسمى مشابه اندام قرينه خود در مردها داشت و عمل و فعاليتى مشابه آن برايشان قائل بودند . بطور كلى چنين مىپنداشتند كه تخمدانها و بيضهها ( كه آنها را متشابها خايه مىناميدند ) محل جمع شدن منى مىباشند و مجراى فلوپيوس و مجراى بيضهها « 3 » ( كه آنها را متشابها اويهء منى مىگفتند ) براى رساندن منىها به محل لقاح مىباشند ، و همچنانكه منى مرد از طريق مجراى بيضهها خارج مىشود منى زن نيز از طريق لوله ارتباطى بين تخمدانها و رحم از تخمدانها بيرون مىآيد و در اينجا يعنى در رحم . با منى مرد لقاح و امتزاج پيدا مىكند . منصورى در كتاب تشريح خود منى مرد را بطور كلى مايعى سفيد ، چسبناك و غليظ شبيه به خمير مايه توصيف كرده است كه بسته به مزاج آلت تناسلى زن تا حدى تغيير ماهيت مىدهد به اين معنى كه اگر مزاج عنق الرحم ( Vagina ) گرم باشد منى مرد زرد رنگ و اگر مزاج آن سرد باشد منى مرد آبىرنگ مىشود . منى زن را نيز مايعى زردرنگ ، رقيق و شيرگونه تعريف كرده است ، و در كتاب كفايهء خود نيز مىنويسد كه منى در خارج از بدن انسانى مايعى است چسبناك ، سفيد و براق كه بوئى شبيه به گل خرما و يا گل ياسمن دارد و نشانهاش هم اين است كه اگر روى زمين ريخته شده باشد مگس روى آن نمىنشيند . عقيدهء عمومى بر اين بود كه منى از عصارهء هضم رابعه درست مىشود ، اين عصاره با عرق بدن مخلوط شده به مغز مىرود و در آنجا قوام مىآيد و به صورت منى درمىآيد و سپس به قلوهها مىرود و از آنجا به وسيلهء دو رگ ارتباطى بنام وثيق كه يكى از پشت گوش چپ و ديگرى از پشت گوش راست عبور مىكنند به بيضهها مىرسد . طبيعى است كه بر اين مبنا قطع شدن رگهاى وثيق را موجب عقيم شدن مىپنداشتند و در نتيجه فصادها قبل از آن كه جواز كار بگيرند سوگند ياد مىكردند كه هرگز از رگ وثيق خون نگيرند . جالينوس نسبت به وجود يك چنين خطرى شك داشت ابن سينا نيز آشكارا مخالفت خود را با آن ابراز داشته است و اضافه مىكند كه مغز تنها مولد منى نيست بلكه برخى ديگر از اندامهاى شريفه بدن نظير جگر و قلب نيز در توليد آن سهيم مىباشند او همچنين معتقد بود كه كليهها نيز نقش خيلى مهمى در توليد منى دارند و بر اين قياس گرم كردن صلب را چه با ضماد و چه با استفاده از سنگ جهنم و يا با مالش و يا حتى با زدن ضربه با چوب يا شلاق موجب تسهيل انزال و ازدياد مقدار منى مىپنداشت و اعتقاد عمومى به اين روش اخير فوق العاده زياد بود .
--> ( 3 ) - Vas deferens